از مستطیل سبز تا دایره زندگی

فوتبال ریشه انگلیسی دارد. متعلق به سده نوزدهم. قرن پسا انقلاب صنعتی خشن انگلیسی با شرایط سخت زندگی کارخانه­ ای و کارگری. فرصتی برای خارج شدن از زندگی ماشینی و دشوار صنعتی.

فوتبال اساسا ورزش طبقه کارگری در انگلستان بوده است. اما در میان طبقه کارگری محبوبیت ویژه قوتبال از چند جهت بود: اول آنکه فوتبال ورزش ارزانی بود. یک توپ و یک دروازه ساده. حتی اگر توپ پلاستیکی هم نشود خرید، با چیزهایی شبیه پارچه ­های دایره شده می­ توان فوتبال را آغاز کرد. برای دروازه هم نیازی به تور و آهن نیست؛ با چند سنگ می­شود ناحیه موفقیت را تعریف کرد؛ ناحیه دروازه و گل. از این جهت شور و شوق طبقه فقیر و کارگر در همان ابتدای اروپای صنعتی به این ورزش به جهت دسترسی بالای این ورزش برای عموم بود.

اما این تنها مزیت فوتبال نبود. فوتبال با ماهیت زندگی و خصوصیات فردی طبقه فقیر و کارگری تناسب هم داشت. فوتبال ورزش پاست. بازی فوتبال با پا انجام می گیرد. برای کارگری که دست­­هایش صبح تا شب درگیر کار و تولید است؛ انجام ورزشی هیجان برانگیز با پا یک فرصت بی بدیل است.

فوتبال ورزش ساده و بی آلایشی است. عمومی و همه فهم است و قواعد بازی در آن معلوم و مشخص و نیاز به آموزش چندانی ندارد. یک توپ است و دو دروازه در یک مستطیل با هر اندازه که شما در اختیار دارید. قواعد بازی در این ورزش مشخص است و امکان بروز استعدادها و تلاش­ ها در آن مهیا است.

اما این همه قصه فوتبال نیست. آنچه به این مجموعه ویژگی­ ها برای گرایش به فوتبال برای این حدود یک و نیم قرن گذشته می ­توان افزود آن است که فوتبال بستری برای رهایی از تله فقر و امکانی برای تحرک درآمدی و اجتماعی طبقه کارگر و فقیر نیز بوده است. فوتبال، استعاره ­ای از دنیای رقابت ­های بیرونی است. دنیای افسار گسیخته و رها ولی قانونمند که در آن همه بازی ­ها صفر-صفر آغاز می ­شود. پیش از آغاز بازی کسی برنده نیست و لزوما ضعیف محکوم به شکست در برابر قوی نیست.

این قصه دراماتیک برای طی کردن مسیر فقر تا خوشبختی در سال­ های دور، بسیار بیشتر از امروز بوده است. اسطوره و سمبل این ترقی، قطعا «پله» ستاره افسانه ­ای برزیلی­ هاست. زندگی سخت در دوران کودکی و بزرگ شدن در خیابان با دستفروشی و کار کارگری وجه مشترک ستاره­ هایی همچون مارادونا، رونالدو، جورج وه‌آ و رونالدینهو بوده است. ستاره‌های فقیر دنیای فوتبال، فوتبال را برای طی کردن یک شبه تحقق آرزوها انتخاب کردند و زود نیز به مقصد رسیدند.

فوتبال امروز اما در ۲۰۱۸ در حال یک تغییر  پارادایم است. روز به روز در حال گران شدن است. فناوری به تدریج در حال نفوذ در فوتبال و گران­تر کردن این ورزش کارگری است. در واقع کم کم فوتبال در حال تبدیل شدن به یک سرگرمی لوکس برای طبقه متوسط شهری است. استفاده از سیستم VAR برای اولین بار در سیستم داوری­ جام جهانی، قدمی بلند برای نفوذ فناوری به این ورزش و نقطه ­ای عطف برای حاکمیت فناوری بر این ورزش است؛ جایی که این بار به جای خود تصمیمات داور، نفس راستی­آزمایی و عادلانه بودن تصمیمات با فناوری ­های نوین، هیجان برانگیز شده است. ورزش ساده و بی آلایش کارگری سده نوزدهم، حالا تبدیل به یک صنعت تجاری پرزرق و برق شده است؛ همچنان هیجان برانگیز است اما کمتر مجالی برای کمتر دیده شده ­ها فراهم می ­کند. برای دیده شدن باید پول خرج کرد و دیگر بازی ­ها صفر-صفر آغاز نمی­ شود.

قواعد بازی در مستطیل سبز روز به روز پیچیده ­تر و پیچیده­ تر می­ شود و فناوری ­های جدید کار را از این هم چالشی تر می کند. گاه این قواعد در مستطیل سبز، اوضاع را در دایره زندگی آدم ­­ها نیز تغییر می ­دهد. گاه وفاق و انسجام اجتماعی را بالا می ­برد اما گاه بی رحمانه عامل دوگانگی و تفرقه می شود.

فوتبال بازی عادلانه ای هست و نیست. به یک معنا عادلانه است چون پرده ای از حیات اجتماعی است. اما فقط منظری و آن منظر رقابت است. رقابتی که بردن تو به معنای باخت رقیب است. اما این همه ماجرای زندگی نیست. تعاملات اجتماعی فقط مبارزه برای گل زدن نیست. فوتبال کارجمعی را به ما یاد می دهد اما هم چنان ما را گرفتار نوعی تک روی و نفع جویی شخصی می کند. گاه تمام زندگی برایمان مبارزه می شود و نتیجه نهایی برایمان مهم تر از هر چیز. بازی است که مساوی آغاز می شود تا تیم شایسته مشخص شود اما همیشه آن که بهتر است؛ برنده نیست.


نویسنده: حسین سرآبادانی

پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید